گردشگری رویدادمحور در خلأ تخصص

حمید الماسی‌نیا خبرنگار و فعال رسانه در یادداشتی نوشت: گردشگری رویدادمحور در ادبیات معاصر گردشگری، صرفاً به معنای برگزاری جشنواره، نمایشگاه، مسابقه ورزشی، آیین فرهنگی یا برنامه مناسبتی در یک مقصد نیست.

رویداد زمانی به یک ابزار توسعه گردشگری تبدیل می‌شود که بتواند به‌صورت هدفمند برای مقصد، تقاضای سفر ایجاد کند، مدت اقامت گردشگر را افزایش دهد، هزینه‌کرد او را تحریک کند، فصل‌های کم‌تقاضای گردشگری را پوشش دهد و در نهایت به تقویت برند و مزیت رقابتی مقصد منجر شود.

با این تعریف، یکی از چالش‌های کمتر دیده‌شده در بسیاری از مقاصد گردشگری، نه کمبود رویداد، بلکه کمبود نیروی انسانی متخصص در طراحی و مدیریت رویدادهای گردشگری است و خلأیی که می‌تواند فاصله میان برگزاری یک برنامه و خلق یک محصول گردشگری را عمیق‌تر کند.

رویداد گردشگری یک پروژه چندرشته‌ای است که مدیریت رویداد گردشگری در نقطه تلاقی چند حوزه تخصصی؛ مدیریت مقصد، بازاریابی گردشگری، مدیریت رویداد، اقتصاد گردشگری، ارتباطات، جامعه‌شناسی گردشگری، میراث فرهنگی، مدیریت ریسک و حتی برنامه‌ریزی شهری و حمل‌ونقل قرار دارد.

بنابراین، نمی‌توان انتظار داشت صرفاً با سپردن مسئولیت اجرای یک جشنواره به واحد روابط عمومی، فرهنگی یا اجرایی، یک رویداد حرفه‌ای گردشگری شکل بگیرد.

برگزاری رویداد یک فعالیت اجرایی است؛ مدیریت رویداد گردشگری یک تخصص است و این تمایز از منظر سیاست‌گذاری اهمیت زیادی دارد و ممکن است یک برنامه از نظر اجرایی کاملاً موفق باشد، اما از منظر گردشگری شکست خورده باشد، برای مثال، رویداد می‌تواند مخاطبان زیادی داشته باشد، اما اگر عمده مخاطبان آن ساکنان همان مقصد باشند، الزاماً تقاضای جدید گردشگری ایجاد نکرده است.

یکی از مشکلات اساسی در ارزیابی رویدادهای گردشگری، استفاده از شاخص‌های ساده و کم‌عمق مانند تعداد شرکت‌کنندگان، تعداد اخبار منتشرشده یا میزان بازدید محتوای مجازی است که در مدیریت علمی رویداد، باید مجموعه‌ای از شاخص‌های اقتصادی، اجتماعی، گردشگری، رسانه‌ای و زیست‌محیطی مورد توجه قرار گیرد و برای نمونه؛ تعداد سفرهای ایجادشده به مقصد، تعداد گردشگران غیرمقیم، مدت اقامت، میزان هزینه‌کرد گردشگران، نرخ اشغال تأسیسات اقامتی، میزان مشارکت کسب‌وکارهای محلی، درآمد مستقیم و غیرمستقیم ایجادشده، میزان بازگشت گردشگران، اثر رویداد بر تصویر و برند مقصد، رضایت جامعه میزبان و گردشگران، هزینه اجرای رویداد در مقایسه با منافع اقتصادی و اجتماعی آن، آثار زیست‌محیطی و ظرفیت تحمل مقصد بعنوان شاخص ارزیابی هر رویداد باید مد نظر قرار بگیرد و بنابراین، تعداد شرکت‌کنندگان تنها یکی از متغیرهای ارزیابی است و حتی در برخی رویدادها می‌تواند شاخص گمراه‌کننده‌ای باشد.

متاسفانه ضعف مهم در رویدادها بدون مطالعه امکان‌سنجی است و یکی از الزامات مدیریت حرفه‌ای رویداد، انجام مطالعه پیش از اجراست که پیش از طراحی یک رویداد آیا مقصد ظرفیت میزبانی آن را دارد؟ بازار هدف چه کسانی هستند؟ رویداد در چه زمانی بیشترین تقاضا را ایجاد می‌کند؟ چه تعداد گردشگر می‌تواند جذب شود؟ ظرفیت اقامت، حمل‌ونقل و خدمات مقصد چقدر است؟ آیا جامعه محلی آمادگی مشارکت دارد؟ مدل درآمدی رویداد چیست؟ چه بخش خصوصی‌ای می‌تواند وارد پروژه شود؟ هزینه فرصت برگزاری رویداد چیست؟ و مهم‌تر از همه، آیا این رویداد اساساً قابلیت تبدیل شدن به محصول گردشگری را دارد؟ و این موارد بایستی قبل از طراحی هر رویداد مشخص شود و نبود پاسخ به این پرسش‌ها، می‌تواند موجب شود منابع مالی و انسانی صرف برنامه‌هایی شود که اثر آنها بر توسعه گردشگری قابل اثبات نیست.

مشکل دیگر رویداد ها مناسبت‌محوری به جای تقاضامحوری است و در بسیاری از مقاصد، تقویم رویدادها بر اساس مناسبت‌های تقویمی شکل می‌گیرد؛ در حالی که در برنامه‌ریزی گردشگری، نقطه آغاز باید بازار و تقاضا باشد.

به بیان دیگر، سؤال اصلی نباید این باشد که چه مناسبتی در پیش است و برای آن چه برنامه‌ای برگزار کنیم؟

بلکه باید پرسید: در چه زمان و برای کدام بازار گردشگری می‌توان با استفاده از یک رویداد، تقاضای سفر ایجاد کرد؟ و با این تغییر زاویه نگاه، تفاوت میان مناسبت‌محوری و گردشگری رویدادمحور است.

کارشناس یا مدیر حرفه‌ای رویداد باید بتواند یک رویداد را در چرخه کامل آن مدیریت کند و این چرخه از تحلیل مقصد و بازار آغاز می‌شود و به ارزیابی پس از رویداد ختم می‌شود که در این فرآیند، موضوعاتی مانند طراحی مفهوم رویداد، تعیین اهداف، انتخاب بازار هدف، زمان‌بندی، بودجه، تأمین مالی، جذب اسپانسر، طراحی تجربه گردشگر، برنامه بازاریابی، مدیریت ذی‌نفعان، مشارکت جامعه محلی، مدیریت ریسک، لجستیک، ارتباطات رسانه‌ای، فروش، سنجش اثرات و برنامه تداوم رویداد باید در یک چارچوب واحد دیده شوند و در بسیاری از ساختارهای مدیریتی، این وظایف میان چند واحد مختلف توزیع شده است؛ اما فقدان یک متولی تخصصی و یکپارچه رویداد موجب می‌شود اجزای مختلف الزاماً در یک مسیر مشترک حرکت نکنند و رویداد باید دارایی مقصد شود و یک رویداد موفق نباید با پایان آخرین برنامه، پایان یابد و اگر یک رویداد هر سال از صفر طراحی شود، فاقد بخش مهمی از ارزش انباشته‌ای است که می‌تواند در طول زمان ایجاد کند.

رویدادهای موفق دارای هویت، برند، مخاطب وفادار، شبکه ذی‌نفعان، حامیان مالی، دانش سازمانی و بازار مشخص می‌شوند و از این منظر، مدیریت رویداد باید به دنبال ایجاد ارزش انباشته مقصد باشد و هدف نهایی، تبدیل رویداد از یک پروژه کوتاه‌مدت به یک دارایی گردشگری بلندمدت است.

نقش جامعه محلی در گردشگری رویدادمحور بدون توجه به جامعه میزبان نمی‌تواند پایدار باشد و رویداد باید بتواند بخشی از ارزش اقتصادی ایجادشده را در مقصد توزیع کند و فرصت مشارکت برای کسب‌وکارهای محلی فراهم آورد.

اقامتگاه‌ها، رستوران‌ها، فروشندگان محصولات محلی، هنرمندان، صنعتگران، راهنمایان گردشگری، حمل‌ونقل محلی و سایر ارائه‌دهندگان خدمات باید بتوانند در زنجیره ارزش رویداد قرار گیرند و در غیر این صورت، رویداد ممکن است گردشگر جذب کند، اما الزاماً به توسعه اقتصادی محلی منجر نشود.

یک رویداد خوب الزاماً یک رویداد بزرگ نیست و در سیاست‌گذاری رویداد، بزرگ‌تر بودن لزوماً به معنای موفق‌تر بودن نیست، افزایش بیش از ظرفیت تعداد گردشگران می‌تواند فشار بر منابع آب، انرژی، حمل‌ونقل، محیط‌زیست و زیرساخت‌های مقصد را افزایش دهد و بنابراین، مفهوم ظرفیت تحمل مقصد باید در طراحی رویدادهای گردشگری مورد توجه قرار گیرد.

گاهی یک رویداد کوچک و تخصصی، با مخاطب هدفمند و قدرت هزینه‌کرد بالا، ارزش اقتصادی بیشتری از یک جشنواره بسیار بزرگ با هزینه عمومی بالا ایجاد می‌کند.

در همین  راستا، خلأ آموزش تخصصی بعنوان یکی از مسائل بنیادی، فقدان مسیرهای آموزشی و حرفه‌ای کافی برای تربیت نیروی انسانی متخصص در مدیریت رویدادهای گردشگری است و مدیریت رویداد نباید صرفاً به‌عنوان بخشی از فعالیت‌های روابط عمومی، فرهنگی یا اجرایی دیده شود، لازم است در نظام آموزش عالی، آموزش‌های مهارتی و ساختارهای حرفه‌ای، مدیریت رویداد گردشگری به‌عنوان یک حوزه میان‌رشته‌ای جدی گرفته شود.

همچنین مقاصد گردشگری باید به سمت ایجاد شرح وظایف تخصصی، نظام صلاحیت حرفه‌ای، آموزش ضمن خدمت و ارزیابی عملکرد کارشناسان رویداد حرکت کنند و ضرورت ایجاد نظام استاندارد برای رویدادهای گردشگری بعنوان یکی از راهکارهای اساسی، تدوین یک چارچوب استاندارد برای طراحی و ارزیابی رویدادهای گردشگری است که هر رویداد پیش از دریافت حمایت عمومی یا قرار گرفتن در تقویم رسمی مقصد، می‌تواند بر اساس معیارهایی از قبیل هویت و اصالت، بازار هدف، ظرفیت گردشگری، امکان‌پذیری اقتصادی، زیرساخت، مشارکت جامعه محلی، پایداری محیط‌زیستی، برنامه بازاریابی، مدیریت ریسک و نظام ارزیابی بررسی شود و این فرآیند می‌تواند از افزایش رویدادهای کم‌اثر جلوگیری کرده و منابع را به سمت رویدادهایی هدایت کند که ظرفیت واقعی برای ایجاد ارزش گردشگری دارند.

مرحله بعدی توسعه گردشگری رویدادمحور، حرکت از رویدادسازی به اقتصاد رویداد است و در اقتصاد رویداد، پرسش اصلی این نیست که چه برنامه‌ای برگزار شد؟ پرسش این است که چه ارزش اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و برندینگی برای مقصد ایجاد شد؟ و این تغییر نگاه، رویداد را از یک هزینه فرهنگی یا تبلیغاتی به یک ابزار بالقوه توسعه مقصد تبدیل می‌کند.

البته این به معنای تجاری‌سازی افراطی رویدادهای فرهنگی نیست بلکه ارزش‌های فرهنگی و هویتی باید حفظ شوند و منافع اقتصادی نیز به شکلی متوازن میان ذی‌نفعان توزیع شود.

گردشگری رویدادمحور زمانی می‌تواند به یک مزیت رقابتی برای مقاصد گردشگری تبدیل شود که از سطح برگزاری برنامه به سطح مدیریت علمی مقصد و تقاضای سفر ارتقا پیدا کند و در این مسیر، کمبود زیرساخت تنها مسئله نیست؛ کمبود تخصص نیز یک زیرساخت مفقود است.

مقصدی که سالن، هتل، جاده و امکانات اجرایی دارد اما متخصص طراحی و مدیریت رویداد ندارد، بخشی از ظرفیت گردشگری خود را بلااستفاده می‌گذارد و ضروری است رویدادهای گردشگری در ساختار مدیریت مقصد، به‌عنوان یک حوزه تخصصی شناخته شوند و برای آن نیروی انسانی متخصص، چارچوب حرفه‌ای، نظام ارزیابی، تقویم مبتنی بر بازار، مدل اقتصادی و استانداردهای پایداری تعریف شود.

در نهایت، توسعه گردشگری رویدادمحور با پرسش چند رویداد برگزار کردیم؟ سنجیده نمی‌شود؛ بلکه باید پرسید: چند سفر ایجاد کردیم؟ چه ارزشی برای مقصد ساختیم؟ چه میزان درآمد در جامعه محلی توزیع شد؟ چه جایگاهی در ذهن گردشگر ایجاد کردیم و آیا توانستیم یک رویداد را به دارایی پایدار مقصد تبدیل کنیم؟ پاسخ به این پرسش‌هاست که مرز میان رویداد برگزار کردن و مدیریت حرفه‌ای گردشگری رویدادمحور را مشخص می‌کند.

انتهای پیام/

کد خبر 1405061701491
دبیر مریم قربانی‌نیا

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha